با من اندر گرفته‌اي کاري

شاعر : انوري

کان به عمري کند ستمکاريبا من اندر گرفته‌اي کاري
روي نيکو چنين کند آريراستي زشت مي‌کني با من
هيچ ممکن شود که يکباريبعد از اين هم بکش روا دارم
که به عمري چنان نهد خاريروزگارم گلي شکفت از تو
گفته‌اند اين حديث بسياريگويمت بوسه‌اي مرا گويي
نبود ياد کرد خرواريليکن ار عشوه بايدت بدهم
گر برآري به خنده‌اي کاريبوسه در کار تو کنم چه شود
سر دندان سپيد کن باريچون رخانم سياه خواهي کرد
گفتم اين را بود خريداريجان به دلال وصل تو دادم
بخرندت به تيز بازاريگفتم ار رايگانکم ندهي